چرا معماران طراحان تجربه کاربری چیره‌دستی می‌شوند

طراحی تجربه کاربری بیش از هر چیز به ذکاوت فنی و شناختی عمیق از خواسته‌های کاربر نیاز دارد؛ درست همان چیزهایی که یک معمار هیچ‌گاه با آن‌ها بیگانه نبوده است.

معمارها را می‌توان نامزدهایی شایسته برای فعالیت در زمینه طراحی تجربه کاربری (UX) قلمداد کرد.  گاوین جونز، معمار و طراح محصول ساکن سان‌فرانسیسکو، در همین راستا می‌گوید معمارها می‌توانند کار طراحی نرم‌افزار را بهتر از هر فرد دیگری انجام دهند. وی می‌گوید:

یک معمار کارآموخته ،دنیای پیرامون خود را بر اساس اصولی طراحی کند که هزاران سال تکامل در پشت آن نهفته است. هویت‌بخشی و سر و شکل دادن به یک فرهنگ، مهارتی است که تمامی حواس انسان را درگیر می‌کند و به درکی عمیق از چگونگی تعامل انسان‌ با محیط پیرامونش نیاز دارد.

شاید آن دسته از معمارهایی که اینجا راجع به آن‌ها صحبت می‌کنیم؛ یعنی معمارهای سازمانی، در درک چگونگی تعامل انسان‌ با محیط پیرامون خود بسیار خبره باشند. در واقع می‌توان آن‌ها را بهترین گزینه‌ها برای تبدیل شدن به طراحان چیره‌دست تجربه کاربری دانست. جونز با اشاره به فراگیر شدن گسترده این ذهنیت در دنیای دیجیتال، می‌گوید:

ما به‌عنوان معماران سازمانی، با کندوکاو محیط‌های جدید خلق‌شده توسط نرم‌افزارها به فرصت‌های جدیدی برای شکل دادن به دنیای مجازی دست پیدا کرده‌ایم.

ویکی‌پدیا در تعریف معماری سازمانی آورده است:

معماری سازمانی چارچوبی برای تببین، هماهنگ‌سازی و همسوسازی کلیه فعالیت‌ها و عناصر سازمان در جهت نیل به اهداف راهبردی سازمان است. در این نوع معماری، معمار با سیستمی مواجه ‌است که اجزای آن اغلب غیر فیزیکی، غیر قابل لمس و مفهومی هستند و روابط حاکم بر آن، منبعث از روابط و فرهنگ کاری و انسانی است.

بنابراین با در نظر گرفتن تعریفی جامع‌تر از معماری که هم معماری ساختمان و هم معماری سازمانی را شامل می‌شود؛ نگاهی می‌اندازیم به دلایل جونز برای ایده‌آل بودن طرز تفکر مبتنی بر معماری برای طراحی تجربه کاربری.

جونز می‌گوید:

فرآیند طراحی در معماری و طراحی تجربه کاربری بسیار مشابه است و یک معمار برای طراحی مناسب تمامی اجزاء، می‌داند که ابتدا باید مسئله را به‌طور کامل درک کند. همچنین او می‌داند که برای خلق محصول نهایی چگونه باید عناصر مختلف را کنار هم بچیند.

معمارها همچنین می‌دانند که چگونه اصول حمایتی را در طراحی‌های خود بگنجانند. آن‌ها می‌دانند که نباید از نیازها و اهداف افرادی که قرار است با محیط مورد نظر تعامل داشته باشند، غافل شوند.

جونز در ادامه می‌افزاید:

معمارها چشم‌اندازهایی تازه و بدیع را به طراحی‌ها اضافه می‌کنند. از این رو طراحان تجربه کاربری را می‌توان معماران دنیای دیجیتال قلمداد کرد و بی‌شک ارتباط آن‌ها با معماران باعث تبادل تجارب و انتقال آموخته‌ها میان آن‌ها خواهد شد. علاوه بر این معمارها دارای پیش‌زمینه فنی هستند و نه‌تنها با مؤلفه‌های یک نرم‌افزار بیگانه نیستند، بلکه با نحوه چیدمان آن‌ها در کنار هم نیز آشنا هستند.

جونز با اشاره به آگاه بودن معماران از نیازهای انسان می‌افزاید:

این برای طراحان تجربه کاربری هم مصداق دارد. آن‌ها نیز باید از علایق کاربران آگاه باشند تا بتوانند بی‌واسطه نیازهای آن‌ها را بشوند و خواسته‌هایشان را درک کنند.

در نهایت جونز بر این باور است که معمارها می‌دانند چگونه نقش نوآوری را در طرح‌های خود پررنگ کنند؛ درست همان چیزی که انتظار می‌رود یک طراح تجربه کاربری هیچ‌گاه از آن غافل نشود. وی به‌عنوان کلام آخر می‌گوید:

یک معمار همانند یک طراح تجربه کاربری برای خلق نوآوری به همکاری گروهی نیاز دارد و نباید از طراحی عناصر جدید هراس داشته باشد؛ حتی اگر آن عناصر خلاف ذائقه عامه به نظر برسند.

 

این نوشته در علم و فناوری ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *